تبليغاتX
سیاه ، سفید ، خاکستری

سیاه ، سفید ، خاکستری

ایرانگردی اجتماعی سیاسی عکس

(شهر سی سخت، دامنه دنا)

چون دیدم شاید شرح ما وقع از حوصله بعضی دوستان خارج باشه، ضمن تقدیم این عکس به دوستان و عذر خواهی بابت غیبت اخیر (البته موجهه، گواهی پزشکی دارم!)، بقیه عکسها و شرح سفر رو در ادامه مطلب گذاشتم.

ادامه مطلب

+ نوشته شده در شنبه 17 مرداد1388ساعت 22:26 توسط جهانگرد |

سفر آخر 

این عکس رو جهانگرد در سفر آخری که داشت گرفته. از همه ی دوستانی که در ۱ هفته اخیر به وبلاگ داداش مهدی  سر میزدند و کامنت میگذاشند اما جوابی دریافت نمی کردنداز طرف مهدی  عذر خواهی می کنم.و باید عرض کنم که مهدی در روز پنجشنبه در هنگام صعود به قله دنا به همراه گروه کوهنوردی در ارتفاع ۳۸۰۰ متری دچار سانحه شده و در حال حاضر در بیمارستان در شیراز بستری هست .به همین دلیل نتونست بیاد به اینجا .با اجازه ی داداشی من این عکس رو که آخرین عکسی که با دوربینش گرفته رو براتون گذاشتم تا هم اینجا رو به روز کرده باشم هم دوستان رو از احوال مهدی با خبر کنم و از همه ی دوستان داداش مهدی بخوام که برای سلامتیش دعا کنن .

نوشته شده توسط آرام(هدی) از شیراز

+ نوشته شده در دوشنبه 29 تیر1388ساعت 2:28 توسط جهانگرد |


بتاب ای آفتاب، بتاب

از ورای ابرها به درآ و برآ بتاب

"بتاب ای آفتاب عالم افروز

که رنجم بیشتر گردیده امروز"

بتاب ای آفتاب بر این همه ننگ

بتاب بر این دل سنگ، احساس بیرنگ

بتاب بر این دیار غم گرفته

بتاب بر این سیاه مه گرفته

بتاب بر هرچه دلهای فسرده

بتاب بر آرزوی در نطفه مرده

بتاب و چتر خود را سایه افکن

دد و دشمن ز شهر ما برافکن

بتاب و روشنی بخش این جهان را

ز مهرت شاد کن مردمان را

بیا و با تلالوهای نورت

همه را پاک کن از کدورت

محبتها، صداقتها، رفاقت

بتابان بر سر کین و عداوت

الا ای آفتابا، امّید بر تابش توست

ز دنیا این جهانگرد غیر از این شد، دست می‏شست

(جهانگرد، تابستان 88)


پ.ن:

* عکسها: بهار 88، هر کجای این زمین (اهواز)

   شعر با ایده گرفتن از اشعار استاد فریدون مشیری

* 18 تیر هم گذشت، این روز میتونه شروعی باشه برای....

* خدا مهدی آذر یزدی رو بیامرزه. بچه گی رو با کتابهای "قصه های خوب برای بچه های خوب"  گذروندیم که هم شیرین بود و هم پر از نکات اخلاقی و پندآموز

* من واقعا در کار این مسئولین و رفتار دوگانه موندم که هیچی از اوضاع کشور دوست و برادر و دایه عزیزتر از مادر «چین» نمیگن!!! انگار نه انگار که اونجا هم آدم داره کشته میشه

+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت 13:58 توسط جهانگرد |

مار آهنین...

به سوی...

دنیای وارونه...

برای مسافرت قطار رو به همه چیز ترجیح میدم. این ۴سال دانشجویی که رفتم و اومدم ۹۰٪ با قطار بوده. میتونی قدم بزنی، رستوران بری، گلاب به روتون ...بری(همونی که اتوبوس نداره و باید تا یک پمپ بنزین یا مسجد تحمل کنی!. بازم بگم؟!). مهمتر از همه درازکش بخوابی!

۵-۶ تا آدم دور و برت پیدا میکنی تا صحبت کنی و چیزی یاد بگیری. فقط از شانس بدت مثل من همیشه با یک خانواده بداخلاق و یک بچه وق..وقو تو یک کوپه نیفتی. یا چندتا سیگاری، یا جماعت نسوان(قابل توجه دوستان فمینیست)، یا...

از پنجره بزرگش طبیعت بیرون رو قشنگ ببینی. پنجره رو باز کنی و اکسیژن تنفس کنی. (البته اگر مثل من همیشه در واگن کنار لکوموتیو نباشی و گازوییل خفت نکنه!)

این پست رو گذاشتم تا شاید ادای دینی به قطار عزیز باشه. خدا پدر...رو بیامرزه که راه آهن رو به ایران آورد. اگر دست ...ها بود حالا حالاها قطار نداشتیم(جای خالی رو هرجور دوست داشتید پر کنید!)

ضمنا عکس اول عکسیه که توسط داوران پذیرفته شد و در نمایشگاه ارائه شد.

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 آذر1387ساعت 23:59 توسط جهانگرد |

سفر

چقدر خوب گفته شاعر که: بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی

تو پست قبلی بیشتر از مزایای سفر تنها گفتم. ولی سفر با یک(یا چند) همسفر خوب هم مزایا و لطف خودش رو داره. و واقعا تو سفر به این نکته که آدم در سفر دوست و رفیقش رو بهتر میشناسه به عینه رسیدم. شناختم و شناخته شدم.

(عکسها در ادامه مطلب)

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1387ساعت 23:11 توسط جهانگرد |

سفر

(عکسها در ادامه مطلب)

سفر را دوست دارم، تازه گی می آورد. روزمره گی ندارد.

فراوان تجربه بدست می آوری و لذت فکر کردن را بیشتر می چشی.

مقصد مهم نیست. ذات سفر پیمودن است.

حرکت زیباترین جریان زندگی است. مسیر هم بخش مهمی از سفر است که بیشترین پرسش را می آورد.

----------------------------------------------------------------------------------

این پست رو به مناسبت روز جهانی جهانگرد و هفته گردشگری گذاشتم. اصلا من جهانگرد این پست رو نگذارم کی میخات بگذاره؟!

البته اسمش جهانگرده، این جهانگرد تا حالا فقط ایرانگردی کرده. جهانگردی در چشم انداز برنامه ۲۰ساله آینده و سال ۱۴۰۰ قرار داره!

ولی تو این چند سال اخیر تقریبا ۸۰٪ ایران رو گشتم. آسمان و زمین و دریا و زیر دریا و کویر و جنگل و دشت.

به جز یزد و کرمان و قزوین به جرات میتونم بگم اکثر شهرهای بزرگ و جاهای دیدنیشون رو گشتم.

به مناست این روز چندتا از عکسهای یادگاری از خودم رو که تو این مدت گرفتم آپ میکنم.

از امشب تا ۴ یا ۵ شب دیگه هر شب ۸ تا ۱۰ عکس رو در ادامه مطلب میگذارم. پس اگر دوست داشتین برای دیدن عکسهای جدید هر شب سر بزنید.

برای دیدن باقی عکسها به ادامه مطلب برید لطفا

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:

۱. پیش خودتون نگید عجب آدم خود شیفته ای، فقط عکس خودش رو گذاشته!

۲. این عکسها رو به دید عکسهای هنری و دید منتقدانه نگاه نکنید. عکس یادگاریه!

 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در یکشنبه 7 مهر1387ساعت 0:29 توسط جهانگرد |

مکان: اهواز، لب کارون! ، پل معلق

( برای دیدن عکس در ابعاد بزرگتر، روی آن کلیک کنید)

( در صفحه جدید نیز برای باز هم بزرگتر دیدن، با بردن نشانه گر ماوس روی عکس، مربعی در گوشه سمت راست ظاهر میشود که با کلیک روی آن، عکس بزرگتر خواهد شد.)

+ نوشته شده در پنجشنبه 28 شهریور1387ساعت 15:33 توسط جهانگرد |

همیشه کوه رفتن را دوست داشتم. دیدن استواران سر به فلک کشیده ای که سقف آسمان را شکافته اند و ابرها را به اسارت خود در آورده اند.

صعود و فرود. فرش و عرش. سکوتی سرد. عارفانه و عاشقانه. دیدن حقارت انسان در مقابل کوه و شکستن غرور. امید و اعتمادبه نفس برای رفتن. 

به خصوص اگر اولین صعود باشد، ناشناخته، غیر قابل پیشبینی، ترس و هیجان از ندانستن اینکه دره ای عمیق در پیش است یا قله ای بلندتر. همچون زندگی واقعی، و با کورسوی امیدی برای رسیدن به جایی که نمیدانی، فقط شنیده ای.

یک مدرسه رایگان و بی منت، برای کسی که درس بگیرد!

 

+ نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت 17:11 توسط جهانگرد |

جاده

مکان: تهران، جاده هراز                       زمان: هفته پیش

از هفته پیش دور جدید مسافرت هام شروع شد. شیراز - تهران - شمال - تهران - مشهد

از فردا هرروز منتظر عکس های جدید باشید. روزی یک عکس!

همونطور که قبلا گفتم فعلا کمتر مینویسم و بیشتر عکس میگیرم!

+ نوشته شده در شنبه 12 مرداد1387ساعت 15:50 توسط جهانگرد |

 زمان: تیر ۸۷ (ساعت ۲ظهر در گرمای بالای ۵۰ درجه!)     مکان:اهواز،کارون

سوژه: پل معلق با قدمت بالای ۷۰ سال

+ نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 1:9 توسط جهانگرد |

تنهایی!

                     کویر، جاده بیرجند-طبس، پاییز۸۶

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه 24 تیر1387ساعت 17:3 توسط جهانگرد |

می نویسم که فراموش کنم! (دکتر علی شریعتی)

دوست دارم زندگی و انسانها را حداقل خاکستری ببینم، با تمام خوبیها و بدیها و ترکیبی از آنها. آنچنان که واقعا هستیم و هست.
نه سیاه و نه سفید،نه از روی تعصب و یا حب و بغضها. نه خیر مطلق و نه شر مطلق!
رنگی دیدن به کنار ، عشق می خواهد و احساس، که کار هرکسی نیست.

جهانگرد
24ساله - اهل خوزستان
مهندس کامپیوتر
علاقه مند به سفر و سفر و سفر ، عکاسی ، شریعتی ، سیاست و ...
فعلا با یک دوربین canon G9 عکس میگیرم

Home
Email
Night Skin