|
|
|
ایرانگردی اجتماعی سیاسی عکس |
|
اهدای خون، اهدای زندگی هیچ میدونستید هر چند دقیقه یک نفر تو کشورمون به واحد خونی احتیاج پیدا میکنه؟ یا اینکه با هر کیسه خون میشه جون ۳نفر رو نجات داد؟ یا اینکه با اهدای خون یک سری کامل آزمایش رایگان روی خون شما انجام میشه؟ یا ... (نمایشگاه انجمن در سالن دانشگاه) در چند روز گذشته با همکاری و زحمات بچههای انجمن تونستیم پایگاه سیار انتقال خون رو برای بار سوم به دانشگاه بیاریم. هر چند بارون و سرمای ناگهانی تاثیر زیادی روی حضور کمتر دانشجوها و اساتید نسبت به مراتب قبلی داشت، ولی نکته مثبت درصد بالای کسانی بود که برای بار اول خون میدادن. در همینجا از تمامی دوستان وبلاگی عزیزم دعوت میکنم تا در این سرمای پاییزی و کمبود در بانک خون، با حضورشون جون چندتا هموطن رو نجات بدن. شاید یک روزی خدای ناکرده خود ما یا یکی از عزیزانمون به همین خون احتیاج پیدا بکنیم! (باور کنید نه ترس داره نه درد داره نه ضعف داره نه... پ.ن: در پایان جا داره از همهی بچههای انجمن به خاطر زحماتی که تو این چند روز کشیدن و خسته نباشید بگم و تشکر کنم
+
نوشته شده در دوشنبه 20 آبان1387ساعت 20:32 توسط جهانگرد
|
اول از همه از تمام دوستان عزیز وبلاگی به خاطر حضور کمرنگم در چند روز گذشته عذر خواهی میکنم. گفته بودم سرم شلوغه بالاخره بعد از چند روز کار و تلاش بچه های انجمن، نمایشگاهمون افتتاح شد. نمایشگاه آثار ادبی و هنری دانشجویان دانشگاه و ایتام و کودکان معلول ذهنی به طور مشترک، با اهداف خیرخواهانه.
نمایشگاه امروز ساعت ۱۲ و با حضور مسئولین دانشگاه افتتاح شد
(جهانگرد در حال معرفی انجمن و توضیح آثار به مسئولین دانشگاه) در ضمن یک پارتی بازی کوچولو کردم و اون هم اینکه بیشترین تعداد آثار (۲۰قطعه عکس در فضایی معادل یک پنجم نمایشگاه) ازخودم هم تو نمایشگاه گذاشتم! تازه نقاشی های سیاه قلم خواهرم رو هم گذاشتم!(در وبلاگ خودشون (آرام) میتونید ببینیدشون) البته هرکی اومد دید، از عکسهای آماتوری ما خوشش اومد!
(عکسهای جهانگرد در نمایشگاه) از دوستانی که در مشهد تشریف دارن دعوت میکنم با هماهنگی قبلی تشریف بیارن و از نمایشگاه دیدن کنن. در همینجا جا داره از تمام دوستان و اعضای عزیز انجمن خیریه سبز اندیشان و کانون ادب و هنر دانشگاه که واقعا تمام زحمات رو اونها کشیدن تشکر کنم. * خبر دیگه اینکه ۲یا۳ قطعه از عکسهایی هم که برای نمایشگاه جهاد دانشگاهی مشهد داده بودم توسط هیئت داوران تائید شد که دوتا رو قبلا تو وبلاگ گذاشته بودم(عکس انعکاس نگاه و دماوند). عکس سومی هم به زودی در وبلاگ میگذارم
+
نوشته شده در یکشنبه 12 آبان1387ساعت 22:21 توسط جهانگرد
|
علیرضا عبدالله نوید (یادم رفت!) ( با افتخار میگم که اینها دوستای من هستن. دوستای راستگو و بی غل و غش) این هم از مطالبیست که باید زودتر از اینها مینوشتم. کلا قصد داشتم برای ادای دینی به مواردی که نقش مهمی در زندگیم داشتند، اولویت بیشتری دهم. برای این موضوع هم دو-سه بار مطلب نوشتم و پاک کردم. چون میخواستم از صداقت بنویسم، لازمه اش این بود که خود صادق باشم. هرچه طولانی تر، احتمال اغراق و دروغ هم بیشتر! پس مختصر میکنم. دو سال پیش بود که به دعوت دوستی، برای کاری، برای اولین بار به مرکز نگهداری از معلولین ذهنی رفتم. با یک ذهنیت اولیه منفی( که احتمالا دوستانی که چنین مکانی نرفته اند، هنوز چنین ذهنیتی داشته باشند)، کمی احساس ترس یا اضطراب یا ناراحتی (که البته جامعه و رسانه ها در این زمینه بی تقصیر نیستند) با همون یکبار رفتن اونجا، نمکگیر شدم، معتاد شدم! یه جایی پراز صفا،پر از وفا جایی که آدماش دروغ نمیگن، اصلا بلد نیستن دروغ بگن( اگر امثال ما که از بیرون وارد جمعشون میشیم یادشون ندیم!) کسایی که در این مکاره بازار منفعت طلبانه دوست داشتنهای دروغین، اگر بگن «دوست دارم» میتونی مطمئن باشی از صمیم قلب گفتن جایی با بچه های پاک و دوست داشتنی بچه های بیگناهی که مطمئنم خدا از امثال ما بیشتر دوسشون داره بچه های آسمانی اگر تا حالا همچین جاهایی سر نزدید، حتما برید. پشیمون نمیشید. احتیاج به هیچ کار یا کمک خاصی هم نیست. آنها را یک لبخند، یک نگاه مهربان، یک نوازش صادقانه بس( البته نه از سر دلسوزی)؛ چرا که معنی صداقت، محبت و ریا را خوب حس میکنند. بهتر از من و شما. درباره این بچه ها حرف زیاد دارم.و درباره خودمون. ولی قرار شد مختصر بنویسم. بازم مینویسم. به زودی! و درپایان از دوستی که برای اولین بار من رو با چنین جاهایی آشنا کرد، تشکر میکنم و تا آخر عمر مدیونش هستم.
+
نوشته شده در جمعه 15 شهریور1387ساعت 16:51 توسط جهانگرد
|
سلام این متن رو یکی از دوستانم (آقای سهیل صدر) بعد از خوندن مطلب دهکده جهانی و صلح برام فرستادن.در همین راستا من هم برای استفاده سایر دوستان در وبلاگ قرار میدم. People, people around the world, humanity is in danger, human beings are in danger. It’s time to wake up, time to wake up! I just write these words to express my feelings and emotions for those who suffer from Racism, Ethnical and Religious wars and so many things which are long-suffering for us. As you see and hear every day and night from MEDIA, so many people are being killed because of nothing: Suicide Bombings in Iraq, People who are being murdered every day in Palestine & Israel, people in Africa who have nothing to eat (and even live!!!!) and . . . . . . I have a question and that is: “Don’t we human beings have anything to do but killing each other?” So many people are being murdered IN GOD’S NAME but have you ever thought why? Why God would be happy if we kill ourselves? Is that fair? Is that true? Millions of millions of people are living in this world. We have to “scratch our backs”, just think over it. HUMANITY IS IN DANGER!!!!!!!!!!!! Let’s make a new world For Ourselves.
+
نوشته شده در دوشنبه 28 مرداد1387ساعت 11:28 توسط جهانگرد
|
همیشه برای شروع نوشته هایم مشکل داشتم. نمیدانم چگونه آغاز کنم. سیاه یا سفید ، اروپایی یا آفریقایی ، هوتو یا توتسی(اشاره به نسل کشی سال ۹۴ رواندا) و یا ... اصلا از خودمان ایرانیها شروع کنم. ترک یا لر یا کرد یا ترکمن یا بلوچ یا فارس. عرب یا عجم! شاید چون خود از یکی از این اقلیت ها هستم و طعم تلخ تبعیض و تحقیر را چشیده ام این مطالب و آمال و آرزوهایم را مینویسم. احتمالا تا کنون واژه ی دهکده جهانی را شنیده اید. نمیدانم چه تعبیری ازآن دارید. من در اینجا تعریف شخصی خود را از این اصطلاح می نویسم. امروزه با پیشرفت تکنولوژی فاصله ها از میان رفته. مرزها کمرنگ شده، زمانها کوتاه شده. با گسترش امواج رادیویی و ماهواره و اینترنت و تلفن، ارتباطات سهولت یافته. با آسان شدن رفت و آمدها و حمل و نقل، نژادها هرچه بیشتر با هم ترکیب شده. البته در این میان خرده فرهنگ ها از میان میرود. زبان ها و لهجه ها و گویش ها روز به روز در زبان غالب محو میشود. اینها همه هزینه جهانی شدن است که باید پرداخت. جایی که در آن همه انسانها، سوای از رنگ و نژاد و زبان و ملیت، بدون هیچ ترس و تبعیضی، با یک زبان واحد، در یک مرز مشترک به وسعت تمامی این کره خاکی، با یکدیگر تعاملات و ارتباط داشته باشند. اینست دهکده جهانی توضیحات بیشتر را در ادامه مطلب بخوانید
+
نوشته شده در سه شنبه 15 مرداد1387ساعت 20:51 توسط جهانگرد
|
امروز یک مطلب و چند عکس تکان دهنده در یکی از وبلاگها دیدم. لینکش رو براتون اینجا میگذارم، خودتون ببینید و قضاوت کنید. http://floppy98.blogspot.com/2008/05/blog-post.html
+
نوشته شده در شنبه 5 مرداد1387ساعت 11:47 توسط جهانگرد
|
|
می نویسم که فراموش کنم! (دکتر علی شریعتی)
دوست دارم زندگی و انسانها را حداقل خاکستری ببینم، با تمام خوبیها و بدیها و ترکیبی از آنها. آنچنان که واقعا هستیم و هست.
نه سیاه و نه سفید،نه از روی تعصب و یا حب و بغضها. نه خیر مطلق و نه شر مطلق!
رنگی دیدن به کنار ، عشق می خواهد و احساس، که کار هرکسی نیست.
جهانگرد
24ساله - اهل خوزستان
مهندس کامپیوتر
علاقه مند به سفر و سفر و سفر ، عکاسی ، شریعتی ، سیاست و ...
فعلا با یک دوربین canon G9 عکس میگیرم