این عکسیست که آلبرتو کوردا در 5مارس 1960 درکوبا و در 32سالگی «چه» با دوربین لایکای خودش گرفته است.
این عکس پرفروشترین عکس دنیا بوده، و روی تیشرت و کلاه و سکه گرفته تا فندک و سیگار و فنجان چاپ شده
می توان گفت که آنچه «چهگوارا» را این چنین مشهور کرده، نه تنها خلق و خو و مبارزات او، بلکه قدرت بالای عکسی است که یک عکاس در آن روز برداشته است.عکسی بسیار قوی و با گرافیک عالی
از اونجایی که چگوارا آزادیخواهی بود که علاقه خاصی به عکاسی و مسافرت و نوشتن و خوندن داشت، مدتها بود میخواستم یک پست دربارهی چگوارا بنویسم، تا اینکه دیروز بعد از دیدن فیلم "el Che-Guevara" محصول سال 2008، این مطالب رو نوشتم.
خیلی مختصرمفید بگم :
- چه در 1928 درآرژانتین متولد شد، همونجا دکترا گرفت و پزشک شد.
- بلافاصله همراه با دوستش با یک موتورسیکلت به مسافرت دور قاره آمریکا رفت و با وضعیت مردم و کشورها و فقر و استبداد آشنا شد.
- فعالیتهای آزادی خواهانه و مبارزاتیش رو در گواتمالا،کوبا و کنگو و بولیوی ادامه داد.
- در کوبا به وزارت رسید و در سازمان ملل هم سخنرانی کرد. ولی اینها چیزایی نبود که آرمانش باشه و برای اونها جنگیده باشه (قابل توجه...) پس از کوبا خارج شد و دنبال آزادیخواهی و آرمانهاش رفت.
- در 8 اکتبر 1967 در بولیوی توسط عوامل سیا و دولت بولیوی کشته شد.
از این به بعد بیشتر در مورد سفرها و عکسها و نوشته های چگوارا مینویسم.(عکس اصلی نگاتیو در ادامه مطلب)
درود بر همه مبارزان و آزادیخواهان جهان، مثل چهها و سید جمالها و سیمون بولیوارها و شریعتیها و پاتریس لومومباها و مصدقها و مارتین لوترها و صدرها و میرزا کوچکخانها و فرانتس فانونها و تمام مبارزان با استعمار و استحمار و امپریالیسم و تحجر.
2- Goombaya:
پس از مدتهای مدید دوری از گومبایا چند روز پیش رفتم اونجا، کلی اتفاق جدید افتاده بود که کم کم مینویسم.
براتون بگم که در گومبایا میوه خوشمزه و لذیذی به اسم "دیب دمینی" وجود داره که خیلی کمیاب و گرونه، واسم جالب بود که مسئولین دولت گومبایا جهت شادی روح امواتشون و دعای خیر برای خانواده محترمشون، این دیبدمینیها رو تو پادگانا و دانشگاها و پارکها مفتی مفتی توزیع میکردن و سهمیه ارزاق دم عید به فقیر فقرا میدادن.
وژیر کشاورژی گومبایا فرمودن که این دیبدمینیها مازاد بوده و اگر دانشجوها و سربازا نمیخوردن باید میریخیتم جلوی گاف و گوزپند (5پایانی در گومبایا)
شنیده ها حاکی بود که به دلیل کیفیت بالا، دامهای گومبایا نیز از خوردن این دیبدمینیها سر باز میزدند.
گفتنیه که از اونجایی که کشور گومبایا تنها کشور در سیارشونه، برای اجناس مازادش چیزی به اسم صادرات نداره! ولی جالبه که واردات داره! حالا چهجوری ، ما که نفهمیدیم.
به این میگن دولت خدمتگزار. پول نپت رو اینجوری عادلانه به مردم و فقیراش میرسونه! ربطی به انتخافات هم نداره! اصلا!
و در آخر هم خانواده محترم و امواتشون به خوبی مورد لطف وعنایت مردم قرار میگرفت.
(قابل ذکر است که گومبایا یک کشور خیالی و زائیده ذهن مغشوش و مالیخوییائی بنده است، در یک سیاره و کهکشان خیالی. کلیه اسامی و... نیز همینطور)
3- Lizard:
روم به دیفال دیشب میخواستم برم دست به آب که یهو با یک کورکودیل رو دیفال مواجه شدم! بش گفتم جان ...ت یک لحظه وایسا تا تفنگم رو بیارم. اینم حاصل شکار دیشب ما، مارمولک خندان!
اولش ترسناکه، ولی وقتی از نزدیک نگاهش میکنی میبینی واااااااااای، چقدر نازه، چه لبخندی، چه چشمای قشنگی...!
قربون خدا برم، چی آفریده. خلاصه خواستم نازش کنم که...